شمس الدين محمد بن محمود آملي

361

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

فصل اول در علم دم بدانكه دم گاه از جانب راست و گاه از جانب چپ و گاه باشد كه از هر دو منفذ آيد و ايشان منفذ راست را بآفتاب نسبت كرده‌اند و چپ را به ماه و گويند در شبانروزى بيست و يكهزار و ششصد دم بر آيد و در هر ساعتى نهصد و در آن زياده و نقصان افتد چنان كه گويند گاه باشد كه در يكساعت هزار و ششصد دم بر آيد و در هر دو ساعت دم از منفذى رود و گاه باشد كه در سه روز دم از يك منفذ رود و بعضى از جوكيان باشند كه در شبانه روزى دو دم بيش برنيارند يكى بامداد و يكى شبانگاه و گويند نفس گرفتن چنان كه با نيمرتبه رسد در ششماه ميسر شود و حصول اينمرتبه را سبب طول عمر و دواى همه علتها و وصول جمله سعادتها شمرند و دم پيش ايشان پنج قسم است اول - دم خاكى و آن دميرا گويند كه بسوى زمين رود و گويند او را رنك زرد است دوم - دم آبى و آن دميست كه برابر رود گويند او را رنگ سفيد است سيم - دم آتشى و آن دميست كه بر بالا رود گويند رنگ ايندم سرخ است چهارم - دم هوائى و آن دميست كه كژ رود و گويند اين دم سبز است پنجم دم آسمانى و اين دم بسوى درون رود و گويند رنگش بسپيدى زند و گويند هرگاه دم بجانب راست رود ابتداى كارها و ديدن ملوك و سلاطين و بزرگان و از ايشان حاجت خواستن و بمصاف رفتن و اسب و استر و برده خريدن و بگرمابه رفتن و ناخن چيدن و داغ نهادن چهار پايان و معالجت بيماران و حجامت و زراعت و صحبت و مباشرت و گمشده را طلب كردن و بجانب شمال و مشرق رفتن اينجمله را نيك بود